|
از همان روزی که دست حضرت قابیل از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند٬ بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب ٬ فریدون مشیری
باز هم جمعه ای دیگر و انتظاری دوباره مست عشقم، مست يارم، مست دوست آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد اینم چند تا متن آموزنده از دکتر سنگری: پشت ابر خودبيني هاي ما، امام زمان نشسته است. محصول نيايش ابرها، طراوت و شکفتن است، آدمها خيلي زود همراهان صميمي را فراموش ميکنند؛ براي انسانهاي بزرگ بن بستي نيست. يا راه را خواهند يافت يا راه را خواهند ساخت.
دو چشم در سر داریم که دو پنجره به روی جهان رنگارنگ و قشنگ است.
سربازی كه پس از جنگ ویتنام میخواست به خانه برگردد ؛ در تماس تلفنی خود از سانفرانسیسكو به والدینش گفت: « پدر و مادر عزیزم ؛ جنگ تمام شده و من میخواهم به خانه باز گردم؛ ولی خواهشی از شما دارم.دوستی دارم كه مایلم او را به خانه بیاورم» والدین او در پاسخ گفتند:ما با كمال میل مشتاقیم كه اورا ملاقات كنیم. پسر ادامه داد: «ولی لازم است موضوعی را در مورد او بدانید. او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یك دست و یك پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد. بنابر این میخواهم اجازه دهید كه او با ما زندگی كند.» والدین گفتند: پسر عزیزم شنیدن این موضوع برای ما بسیار تاسف بار است ؛ شاید بتوانیم به او كمك كنیم كه جایی برای زندگی پیدا كند. پسر گفت: نه ؛ من میخواهم او با ما زندگی كند.» والدین گفتند: تو متوجه نیستی. فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد شد.ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و نمیتوانیم اجازه دهیم مشكل فرد دیگری زندگی ما را دچار اختلال كند. بهتر است به خانه باز گردی و او را فراموش كنی. دوستت راهی برای ادامه زندگی خواهد یافت. در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع كرد و والدین او دیگر چیزی نشنیدند. چند روز بعد پلیس سانفرانسیسكو به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از یك ساختمان بلند جان باخته است که مشكوك به خودكشی می باشد.پدر و مادر سراسیمه به سمت سانفرانسیسكو مراجعه كردند و برای شناسایی جسد به پزشكی قانونی رفتند. آنها فرزند را شناختند و به موضوعی پی بردند كه تصورش را هم نمیكردند. فرزند آنها فقط یك دست و یك پا داشت
گفته بودی :
تا حالا شده بی علت دلتون بگیره الان دقیقا من همین حس را دارم این روزا دلم گرفته نمیدونم به کجا قصد رفتن داره فکر هرچیزو به هرکس که بیفته غصه ای سنگین و مبهم دور تا دورش میگیره آخ که زندگی همینه یک روزش مثل یه دریا پاک و صاف و بی ریاء یه روزش پر از شکایت از تمومه از زمونه یکی جفتک میزنه از روی شادی یکی هی غصه خوره از بی وفایی آخ که زندگی همینه خوب و بد باید بسازیم اما اون برنده میشه که خودش اونا بسازه
مهربان خدای من تو را به خاطر همه چیز سپاس خدایا یاریم کن تا لحظه لحظه های جوانیم را مغتنم شمرم خدایا توانم ده که برای فعال در میدان عمل رفتن ٬ تن به حادثه دادن٬خالص بودن وبرای اهداف متعالی کار کردن پیشگام باشم. بی همتا پروردگارم کمکم کن تا دیر نشده طلوع کنم به تو پناه میبرم ازینکه خورشیدی باشم که شب هنگام به یاد طلوع افتد و آن گاه چاره ای جز اکتفا به ماه بودن ندارد ٬هرچند مهتاب زیباست ولی نورش اجاره ایست! خداوندا اکنونبه عنوان پیشگام رهایی با تو پیمان میبندم تا برای رسیدن به رهایی از هیچ تلاشی دریغ نکنم.یاریم ده تا به موقع طلوع کنم. خدایا ظهورمان را نزدیک و نزدیکتر گردان ************************** نامه هاي بچه ها به خـــــدا آنچه در پيش رو داريد، برداشتي آزاد از افكار و احساسات "خودانگيخته" كودكان به زبان و كلام خودشان درباره خداوند است. زبان و كلامي كه با زبان ما متفاوت است ما نميتوانيم تفسير و توصيفي بر آن داشته باشيم و شايد بهتر باشد كه چنين نكنيم ، چه بسيار دشوار مينمايد كه بتوان با افكار بزرگ سالانه ، دنياي كودكان را درك كرد. v خدا جونبه جاي اونكه بذاري مردم بميرن و ناچار بشي آدماي تازه بسازي چرا همين آدما رو زنده نگه نمي داري؟ v خـــدا جون بابابزرگم ميگه وقتي پسر كوچولويي بود تو مواظبش بودي. مگه تو چند سالته؟ v خدا جون به خاطر داداش كوچولويي كه برام فرستادي متشكرم اما من دعا كرده بودم كه يه سگ كوچولو برام بفرستي. v خدا جون چطور قديما اون همه معجزه مي كردي. اما حالا هيچ معجزه اي نمي كني؟ v لطفا يه بچه اسب برام بفرست. اين اولين باره كه يه چيزي ازت خواستم. مي توني ليست خودتو چك كني. v آقاي خداي عزيز اي كاش ما رو يه جوري مي ساختي كه به اين راحتي تيكه پاره نشيم. من الان سه تا بخيه و يه جاي زخم دارم. v خداجون چرا اين چند وقت حيوون جديدي نساختي؟ ما هنوز همون قديمي ها رو داريم. v خداي بزرگ تو كه از آينده ما خبر داري چرا؟ ما را آفريده اي. v خدا جون يه روز تعطيل از صبح تا شب بارون باريد تا اونجا كه بابام ديونه شد اون وقت چيزهايي در مورد تو گفت كه فكر نمي كنم مردم بگن.بهر حال اميدوارم اونو اذيت نكني. v خداجون اگه روز يكشنبه منو توي كليسا تماشا كني كفشاي نوي خودمو نشونت مي دم. v خداجون اگه بخواي دوباره ما رو برگردوني به دنيا، اجازه نده كه من جنيفر هارتون بشم. آخه من از او متنفرم
بدون چشم تو آري هميشه ويرانم باز جمعه ای دیگر و باز انتظاری دوباره انتظار تا زمانی که ناقوس آمدنش طنین انداز شود وهمه ی دل ها به سوی او پر بکشد زنده ایم به امید آن روز
دنیا گذرگاهی است میان آنچه که اندیشیده ایم و آنچه کرده ایم دریغ که اندیشه ها بیش از کرده هاست این لعن تاریخ است بر انسانی که خواست ، اما نشد. خدایا و نيرويش سست
دیروز شوق روزه امروز غم وداع دیشب آوای ربنا امشب طنین اله اکبر انتظار تا سالی دیگر طاعات همگی قبول و عیدتان مبارک سلام بر تو اي ماه خدا. اي ماه و اي عيد اولياي خدا سلام بر تو اي گرامي ترين وقتي که در ميان اوقات دريافته ايم و اي شريف ترين ماه که طي ساعت ها و روزها ما را دريافته اي! سلام بر تو اي مهمان گرامي که وقتي قدم به خانه ما نهادي، سخت شادمان شديم و روزي که از خانه ما رفتي، شادي ما پايان يافت.. ديگران را عيد اگر فرداست، ما را اين دم است روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست... ........................................................................................................... خدایا ازین بی عدالتی ها دلم به درد است پس زودتر مهدی (عج)را برسان خدايا : عقيده مرا از دست عقده ام مصون دار . خدايا : مرا همواره آگاه و هوشيار ساز تا پيش از شناختن درست و كامل كسي يا فكري - مثبت يا منفي - قضاوت نكنم . خدايا : مرا ياري ده تا جامعه ام را بر سه پايه كتاب , ترازو و آهن استوار كنم و دلم را از سه سرچشمه حقيقت , زيبايي و خير سيراب سازم . خدايا :در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهي مي كشاند مرا با نداشتن و نخواستن روئين تن كن . آمین یا رب العالمین
اینان همان از گناه پشیماناند ،خداپرستان ،حمد و شکر نعمت گذاران ،روزه داران ،نماز با خضوع گزاران، امر به معروف و نهی از منکر کنندگان و نگهبانان حدود الهی اند و مومنان را بشارت ده.
هرسال منتظر همین شب هاییم تا بگیم خدایا در حق خودمون خیلی بد کردیم مارا ببخش که ما چون تو فریاد رسی نداریم . خدا این شبا خیلی زود جواب بنده هاشا میده بیایدقبل از اینکه واسه خودمون دعا کنیم واسه دیگران دعا کنیم مطمئن باشید خدا اینجوری بیشتر هوامونو داره. بیاید امشب توی خلوت خودمون هرجا که هستیم بین خودمون و خدا یه عهدی ببندیم و سعی کنیم کم کم همونی بشیم که خدا خودش میخواد. آه ه ه که خدا چقدر امشب منتظر بنده های گناهکارشه . خدایا یه کاری کن امشب وقتی از احیا برمیگردیم توی دلمون یه حس خوبی داشته باشیم یه حسی که همیشه باهامون باشه و مانع ازین بشه که دوباره سراغ کارهای غلط گذشته بریم. من برایتان دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد بچه ها از همتون التماس دعا دارم. الهی آمین خداوندا!
این مناجات ها از حسن زاده ی آملی خیلی به دل من نشست پیشنهاد میکنم شما هم بخونید.
الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر. الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده. الهى چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است. الهى ما همه بيچارهايم و تنها تو چارهاى و ما همه هيچكارهايم و تنها تو كارهاى. الهى چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم. الهى ناتوانم و در راهم و گردنههاى سخت در پيش است و رهزنهاى بسيار در كمين و بار گران بر دوش يا هادى اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين. الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمندهام از انس و جان شرمندهام حتى از روى شيطان شرمندهام كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ناپايدار. الهى همه از تو دوا خواهند و من حقیر از تو درد. الهى همه سرآسوده خواهند و من حقیر دل آسوده. الهى آنكه از خوردن و خوابيدن شرم دارد از ديگر امور چه گويد. الهى از نماز و روزهام توبه كردم بحق اهل نماز و روزهات توبه اين نا اهل را بپذير. الهى همين قدر فهميدهام كه خدا است و دارد خدايى مىكند. یا ارحم الراحمین
سلام نتایج نهایی کنکور برخلاف اینکه همش میگفتن جمعه میاد صبح روز پنشنبه اومد و توی ذوق همه ی دخترا زد. بگین اینجاآفریقاست دیگه فقط تفاوتش اینه که اونجا تبعیض سر نژاد هست اما اینجا سر جنسیت . حتماخیلیهاتون میدونین چیا میگم بله کنکور را دارم میگم امسال سهم قوبولی پسرا ۷۰ درصدو دخترا ۳۰ درصد بوده آخه بگین این انصافه . البته نمیخام برتری دخترا یا پسرا را ثابت کنم .نه ولی بابا جان خب اینم زوره .من قبول دارم که پسرا باید سهم قبولیشون بیشتر باشه چون اونا در اینده میخوان عهده دار یک زندگی باشن اما دیگه نه اینقدر .حداقل میذاشتن ۶۰ به ۴۰ نه اینکه ۷۰ به ۳۰ . واقعا قبولی های دختر امسال افتضاح بود بالینی الزهرا یا تربیت معلم تهران را میاری یا اگرم نیاری صد در صد مدیریت بازرگانی یا حسابداری اصفهان را میاری ایناروقبول نشدم اما ناشکری نمیکنم اما میدونین از چی حالم گرفته شد ؟؟ ازین که علوم اجتماعی اصفهان پارسال رتبه ی ۲۰۰۰ میگرفت اما امسال ۹۰۰ . دوست من با رتبه ی ۱۵۰۰ تجربی اصلن هیچی قبول نشد . بابا ایول داره یعنی وقتی رفت ببینه نوشته بودن مردود . رتبه ی ۶۰۰ تجربی دختر اصلن پزشکی نیاورد اونوقت ۱ پسری با رتبه ۲۰۰۰ پزشکی آورد .در حق ما دخترا واقعا امسال ظلم شد . به امید اینکه دیگه ازین تبعیض ها پیش نیاد.
یا صاحب الزمان کجاییی؟؟ بیا که همه ی چشم ها در انتظار توست.
سلام خیلی خوشحالم که از نوشته ی قبلیم استقبال کردید .این نوشته ام هم یک جورایی بر میگرده به نوشته ی قبلیم پس ضرر نمیکنید اگه بخونیدش. این ماه قشنگ و این روزهای قشنگ را به تک تک اونهایی که ازین روزها نهایت استفاده را میبرن تبریک میگم. خیلی از ما جوون ها خیلی از کارها را میکنیم و برای اینکه دست از کارهامون برنداریم الکی توجیه میکنیم و میگیم اشکال نداره توبه میکنیم؟؟ آره درسته ما انسان ها هر زمانی که بخواهیم توبه کنیم خدا با کمال میل میپذیره و آغوششا سوی بنده هاش باز میکنه و میگه بنده ی من دیدی گفتم هروقت که بیاین سراغم منم قبول میکنم ولی خدایا اینو خوب میدونم تا قبل ازین که ما بنده هات بیایم سراغت تو با ما هستی ودر همه حال ما را یاری میکنی اما وای از ما بنده هات که اینو نمیدونیم که همون موقع بیایم سراغت ولی میخوام اینو بگم که درسته خدا در هر سنی و هر جایی که باشیم توبه ی بنده هاشو میپذیره ولی اگه عمر ما اجازه نداد چی؟؟ یعنی همش بگیم اشکال نداره بذار این کارم انجام بدیم در صورتی که خیلی خوب میدونیم این کارمون گناهه و به ضررمونه ولی بازم این گناه ها را پشت سر هم انجام میدیم و میگیم فرصت هست ولی متاسفانه یک لحظه یک اتفاق به ظاهر کوچیک دیگه این فرصت را به ما نمیده مثل اینکه میایم از خیابون عبور کنیم و یک ماشین پر سرعت به ما برخورد میکنه و ما همون لحظه ضربه مغزی میشیم .و وای بر ما انسان ها که چه فرصت هایی از زندگیمون را به بطالت گذروندیم بچه ها نمیخوام از زندگی ناامیدتون کنم نه... ولی این درسی است که خودم از زندگی گرفتم یک دختر 22 ساله که تازه درسش را تموم کرده بود و روزی که کار واسش پیدا شده بود و میخواست بره سر کار همین اتفاقی که واستون گفتم براش پیش اومد همون تصادف و ضربه ی مغزی .من نمیدونم که آیا اون دختر مثل ماها گناهکار بود یا نه ولی اینو میدونم خیلی زود رفت .که شاید هیچ وقت فکرشم نمیکرد به این راحتی و به این زودی بره . و من این اتفاق را یک تلنگری میدونم واسه خودم و امثال خودم به دخترا و پسرایی که بهشون میگی چرا نماز نمیخونی ؟؟ یا چرا روزه نمیگیری؟؟ا چرا اینقدر از خدا دوری؟؟ با کمال ناباوری به زندگی آیندشون میگن وقت برای این کارها زیاده پس چرا واسه ی این کارهای بیخودیکه هر روز میکنی وقت زیاد نیست؟؟ من میخام بگم بچه ها به تک تک اتفاقاتی که 2روبرتون میوفته دقت کنین و بدونین همش درسه .منم تا 2ماه پیش جوونی کردم مثل خیلی های دیگه که واقعا نمیدونستم برم طرف کارهایی که خیلیا میکنن یا برم فقط سراغ خود خود خدا. بین 2راهی بودم از یک طرف کارهای اشتباه میکردم و از طرف دیگه نماز میخوندم و دعا میکردم و میگفتم خدایا توی راهی گیر کردم که میدونم راه صلاح و درست کدومه ولی بازم دچار شک هستم که کدوما انتخاب کنم . ......................................................................................................................................... یک هفته قبل از کنکور خیلی حالم گرفته بود توی دردو دلام به خدا میگفتم خدایا من اون راهی که تو میگفتی نیومدم ولی آیا به خاطر این کارام سرم تلافی میکنی؟ خدایا آیا من با اینکه تلاشما واسه کنکور کردم ولی به خاطر کارهایی که کردم تو منو از خودت میرونی؟؟ راسیتش خیلی میترسیدم که مبادا نتیجه ی کنکورم خوب نشه و همش ازین میترسیدم که خدا سر جلسه یاریم نکنه.ولی باهاش عهد بستم که خدایا تو بیا سمتم و کمکم کن منم بهت قول میدم کم کم بیام سراغ خود خودت شاید باورتون نشه با آرامش عجیبی سر جلسه نشستم و وقتی از جلسه اومدم بیرون خیالم به قدری راحت بود که میدونستم نتیجه ی دلخواهم را میگیرم و همینطورم شد. ازون به بعد سعی کردم زندگیمو یک کمی بچرخونم تا به یک طرفی بایسته که خدا ازم خشنود بشه و تا حدودی هم به اون چیزی که میخواستم رسیدم .بچه ها ما واقعا نمیدونیم که به خیلی از چیزهایی که میخوایم میرسیم یا نه پس یکم فکر کنید و اون چیزای را انتخاب کنید که به سود زندگی دنیا و آخرت باشه. راسیتش هم خوشحالم و هم ناراحت. ناراحتم ازین جهت که حدود چند سال زندگیما به کارهایی پرداختم که خدا ازم خشنود نبود و ازین جهت خوشحالم که خدا بهم این فرصت را داد که توی سن 19 سالگی بتونم تا حدودی خوب و بد دنیا را بشناسم و یک جورایی بتونم بیشتر بهش نزدیک بشم. بچه ها تا فرصت باقیست خوب به کاراتون فکر کنید و عاقلانه تصمیم بگیرید که چه راهی را واسه زندگیتون انتخاب کنید. مخصوصا این روزهای خیلی قشنگ.روزهایی که خدا بیشتر از همیشه منتظر توبه ی بنده هاشا .بچه ه ا این فرصت ها را از دست ندین که مطمئن باشین بی ثمر نمیمونه. یا حق
سلام البته چه سلامی چه علیکی بعد از یک هفته وقتی باخاطرات سفر میام و وقتی با یک نظر روبه رو میشم خیلی دل سرد میشم شما بودین ناراحت نمیشدین؟ راسیتش منم اصلن خاطراتما پاک کردم و تصمیم گرفتم به همون منوال قدیمی بنویسم البته وقتی با بی مهری شما رو به رو میشم تصمیم میگیرم دیگه ننویسم اما اگه ننویسم خب چیکار کنم؟؟؟؟ به جای نظرات نوشتم هم دل یعنی همراهم باشین و تنهام نذارین اما....................بیخیال مهم اینه که یک همدل دارم که هیچ موقع ازش دلخور نمیشم و همیشه به یادشم البته اون بیشتر به یادمه و هوامو داره .آره اون بالا سری را دارم میگم همون که هرچی اومدم ناراحت بشم و هرچی به بن بست میخورم میاد دستمو میگیره و میگه مهسا من همیشه و همه جا با بنده هامم پس توام بنده ی منی و بنده ی من هیچ وقت نباید ناامید باشه بچه ها من خیلی دوسش دارم و زمانی این دوست داشتنو حس کردم که از عشقای زمینی و آدم های زمینی دل بریدم و فقط دلمو سپردم به خودش آره خود خودش و ازون موقع بیشتر دارم توی تک تک لحظات زندگیم حسش میکنم اون اینقدر خوبه که همه ی بنده هاشا میپذیره اما ما چی؟؟ آیا ما هم همون قدر که اون باهامونه ما هم هستیم وای چقدر توی زندگیمون در حقش کوتاهی کردیم و حاظر شدیم راهی را بریم که آخرش شکسته اما ما فکر میکنیم شکسته و فکر میکنیم پایان زندگیه ولی واسه ی اون بالا سریت نه چون آن چنان دستتو میگیره که مثل دفعه ی قبل سریع رهاش نکنی اون موقع اگه ۲باره وسوسه ها نیان سراغت یا حتی اگه اومدن بتونی خوب کنترلشون کنی اون موقع است که میفهمی عشق چیه و عاشق کیه اما خیلی خوب باید درک کنی چون این تازه آغاز راهه آره همین راهی که خیلیا ازش میگن همون راه وصال. خب تازه اومدیم اول راه حالا خوب برو بشناسش فکر کن ببین این کی بود اون موقعی که رسیدی توی بن بست اومد دستتو گرفت؟؟ آره به همه ی مهربونیاش فکر کن. به زمانی که ناامید میشدیو میگفتی مگه تو همون خدا نیستی؟؟ پس چرا من به فلان مقام نرسیدم یا پس چرا من به اون رشته ای که میخواستم نرسیدم وقتی خوب نگاه کنی میبینی عوضش یک چیزایی بهت داد که باعث شد تورا به خودش نزدیکتر کنه پس نتیجه میگیرم ناشکری نکنیم و راهمونو ادامه بدیم که بهترین راه را انتخاب کردیم. و همچنان ادامه دارد...............................
سلام دوستان عزیز از نظراتتون ممنون امیدوارم این روزهای قشنگ شاد باشید حتی اگه غصه ای هم دارید این روزها آنها را فراموش کنید و شادیهاتونا با هم دیگه تقسیم کنید یک هفته ای امام رضا طلبیده با خانواده داریم میریم مشهد از طرف همتون نائب الزیاره هستم . اما بلاگ منو تنها نذاریدا ایشالا اگه به سلامت برگشتم با خاطراتی خوب و قشنگ میام سراغتون و جبران میکنم. این روزها حرم امام رضا حال و هوایی دیگه داره و سر تا سر اون چراغانی و نورانیه یا امام رضا میدونم این روزها سرت خیلی شلوغه اما به من حقیر و کسانی که ازت دورن هم نگاهی بینداز حرم اما رضا این روزها این طوریه
آنگاه که هستي آفرين گل آدمي بسرشت و فرزندان آدم بر زمين منزل گزيدند تبار او با گذشت روزگار رو به فزوني نهاد اما در اين ميان ايزد دادار نيکان و پاکان خود را از بين همين مردمان برگزيد تا دستگير خلقش بوده و آنان رهنمون گر راه هدايت باشند که از ميان اين نيک مردان گل سر سبد هستي را به عنوان آخرين هدايتگر خود بر مردمان قرار داد که سلسله جنبان راه هدايت تا هميشه روزگار باشد، پس از افول زندگاني پر از نور آن چراغ هدايت مشعل راه نجات به دست سکان داران کشتي نجات سپرده شد، دوازده ستاره پرفروغ که به نوبت در ظلمات ، نمايانگر راه هدايت و سيراب گر تشنگان معرفت بودند، افسوس که شب پره ها را تاب نور افشاني خورشيد نبود و هر از چند گاهي چراغي را خاموش کرده تا دوازدهمين نور روشنگر خدايي به خواست پروردگار در پس ابر نهان شد تا تشنگان را بر او چند نياز افتد که چون ماهي بيرون افتاده از آب براي وصالش بي تاب و بي قرار شوند مشتاقانه چشم بر پديدار شدن او داشته باشند تا به راستي و پاکي او را ياري کرده و گردن طاعت بر او فرو آورند. این عید قشنگ بر همه مبارک برای ظهورش همه دست دعا بلند میکنیم همانطور که امیر المومنینع) (می فرماید: منتظر فرج الهی باشید و از لطف الهی مایوس نشوید و بدانید که محبوب ترین کارها نزد خداوند٬ انتظار فرج است. لازمه ی این انتظار دعا برای ظهور امام عصر(عج)و حضور در پیشگاه اوست.
می گوییم یک دوستی ساده است، اما گاهی همین دوستی های ساده نفس آدم را می گیرد، گاهی همان دوستی های که هیچ چیزی ندارند، هیچ تعهدی، هیچ مسئولیتی می شوند برایت یک مسئله مهم، که همه فکر و ذهنت را پر می کند، حتی نمیتوانی صدای خنده، لحن صحبت کردن و یا حتی مدل راه رفتن دوستت را فراموش کنی.. همین دوستی های ساده و معمولی گاهی آدم را اسیر می کنند بی آنکه بداند و بی آنکه بخواهی.. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبي است که به اسفناک ترين حالت شکسته است. عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه گذاشتن سر در برابر رودي است که از چشمان تو جاري است عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگ ترين داستان زندگي است که مجبوري اخرش را با جدايي به سرانجام رساني.
به جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن من امروز به تو احتياج دارم نه فردا به ياد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش بر گها را احساس کردي و هر گاه در ميان ستارگان آسمان تک ستاره اي خاموش ديدي براي يکبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب نازنينت بگو: يادت به خير زندگي شايد همين باشد يک فريب ساده و کوچک آن هم از دست کسي که تو دنيا را جز با او وجز براي او نمي خواهي
سلام سلامی به روزهای خوش زندگی این روزهای قشنگ و شاد را بهتون تبریک میگم همینطور که میدونید نتایج اولیه ی کنکور اومد دقیقا روز یکشنبه من جرئت اینکه بخام از خونه نگاه کنم را نداشتم تصمیم گرفتم برم کافی نت با مامانم دعوام شد آخه میگفت این چه مسخره بازی هست خب همینجا ببین اما من میخواستم توی تنهایی خودم ببینم به مامانم هم گفتم اگه نتیجه خوب شد بهت زنگ میزنم زمانی که میرفتم پشت سر هم یا اس ام اس میومد یا زنگ میزدن همشون دوستام بودن خلاصه موبایل را گذاشتم رو سایلنت رسیدم دم ۱ کافی نت که خیلی شیک بود رفتم سر یک کامیوتر خلاصه بعد از اینکه صفحه ی اصلی اومد نگاه کردم دیدم رتبم شده ۵۰۰۰ وای منو بگی اعصابم رییخت بهم واسه انتخاب رشته ۲جا رفتم و من اصلن حقوق دوست ندارم و روانشناسی بالینی خیلی دوست دارم که اصفهان هم نمیارم آخرش روانسناسی های اصفهان و شیراز و ۵ تا دانشگاه دولتی تهران را زدم که مشاور گفت احتمال قبولیت دانشگاه الزهرا و تربیت معلم تهرانه اگه اینارو نیارم یا مشاوره یا حسابداری اصفهان را میارم اما دوست دارم روانشناسی را بیارم پس واسم دعا کنید بچه ها یادتونه بهتون گفتم هر کاری دارین به خدا واگذارش کنین من واقعا از خدا ممنونم و بیشتر از همیشه میگم خداجون دوست دارم اما اینو فراموش نکنید که دعا هرگز جانشین وظیفه نمیشه
ادامه ی نکات آموزنده به خاطر دوست داشتن غرورتا بشکن ولی به خاطر غرورت قلب کسی را نشکن. وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد به معنایش فکر کنید در پشت اتفاقات زندگی منظوری نهفته است که به شما یاد می دهد چه طور بیشتر بخندید و سخت گریه نکنید. هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند. ۵ قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید : -قلبتان را از نفرت پاک کنید. -ذهنتان را از نگرانی دور کنید -ساده زندگی کنید -بیشتر ببخشید -و کمتر توقع داشته باشید دعا بهترین هدیه ی رایگانی است که میتوان به هر کسی داد و پاداش بسیار برد. خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچ گاه یکی از آن ها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد. عمر رودخانه ای است که هرچه می گذرد عمیق تر می شود پس وای بر آن کس که شناگری نیاموزد. هر چیز خاک می شود جز غرور همان طور که هرچیزی متولد میشود جز عشق.
چند نکته ی آموزنده
مشکلات مانند دست انداز های جاده اند کمی از سرعتتان کم میکنند اما از جاده ی صاف بعد از آن لذت خواهید برد زیاد روی دست انداز ها توقف نکنید .به حرکتتان ادامه دهید وقتی ناراحتید از این که به چیزی که می خواستید نرسیدید محکم بنشینید و خوشحال باشید، زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست شما نمیتوانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد اما میتوانید به کسی تبدیل شوید که دوستش میدارند بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش دارید از دست بدهید تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید ما زمان زیادی را صرف میکنیم تا کسی را برای دوست داشتن پیدا کنیم یا اینکه خطای کسانی را که دوست داریم بگیریم. اما چه خوب میشد اگر این زمان را برای بیشتر محبت کردن صرف میکردیم هرگز یک دوست قدیمی را ترک نکنید زیرا جانشینی برای او پیدا نخولاهید کرد . دوستی مثل شراب است،هرچه کهنه تر ،بهتر و در پایان اینکه بدانید خدا روز بدون رنج،بدون خنده،بدون اندوه،و آفتاب بدون باران وعده نداده است. اما او توان پایداری در آن روزها،و وعده ی تسلی پس از اشک و چراغ راه را داده است
سلام دوستان عزیز قصد دارم تحولاتی ایجاد کنم و زود به زود آپ کنم البته شماها هم با نظراتتون بهم دل گرمی بدین. برای میلاد حضرت زهرا چون درگیر درس بودم نتونستم روز زن را تبریک بگم ایشالا سال دیگه جبران میکنم . این شب قشنگ و روز قشنگی که قراره فردا برسه یعنی میلاد بزرگی از بزرگان دین را به همه ی مردان و پدران ایرانی و همچنین مردان و پدران آینده تبریک میگم. ولی فراموش نکنیم که این روزها بچه های یتیم خیلی تنهان بیایید دست اون ها را هم بگیریم و بهشون محبت کنیم که درد بی پدری را کمتر تحمل کنن بیایید یکم از دنیا و امور دنیایی دور بشیم و یک فکری هم واسه ی اون دنیامون بکنیم چرا این روزها هرکسی فکر خودشه؟ چرا هیچ کس یادی از کس دیگه ای نمیکنه چرا اینقدر مردای امروز درگیر کارو پول و امور دنیایی شدن چرا 2 تا داداش باید سر پول و ارث با هم دعوا و قهر کنن بابا کی تا حالا این چیزا را با خودش از دنیا برده بیاید یکم به خودمون به کارامون فکر کنیم ببینیم آیا جز امور دنیایی به چیزی هم فکر میکنیم؟؟ آیا دست یک ناتوان را گرفتیم؟؟ آیا دل یک بچه یتیم را شاد کردیم ؟؟ واقعا مگه ما چقدر عمر میکنیم مگه ما از لحظه ی پایان زندگیمون با خبریم ؟؟ پس بیاید یکم به خودمون بیایم و زندگیمونا از یکنواختی در بیاریم. شاید تحمل حرفام واسه بعضی ها سخت باشه ولی این ها حقیقته و آدم از حقیقت هیچ و قت نمیتونه فرار کنه
در خلوت زندگی، تحمل دلتنگی هایی که مدام به پنجره دل ما تلنگر می زنند، آسان نیست... خاطرات شیرین روی ریل ذهن ما به سرعت ثانیه ها می گذرند و ما دلتنگ آن چیزهایی می شویم که روزی لحظه های دلپذیری می آفریدند.... یکی در این گذر، دلش برای آدمهایی تنگ می شود که در بخشی از خاطراتش جا خوش کرده اند. دیگری دلتنگ آواهایی است که از دور حواسش را مینوازند. آن یکی وقتی در آینه می نگرد، دلش برای شب از دست رفته گیسوانش تنگ می شود و برای همه آن روزها، ماهها و سالهایی که به تدریج شفافیت هایش را به آنها سپرده است. من اما لا به لای این حال و هوایی که ماندن و نفس کشیدن را معنا می کند گاه دلم برای رفتن تنگ می شود.امروز دلتنگ خاطراتی شده ام که پشت سر جا مانده اند و بی تاب آرزوهایی که از روبرو می گریزند.... شاید آخر دنیا آخر آرزوها باشد و همه آرزوها رنگ تحقق بگیرند و شاید تا همین چند ثانیه دیگر آخر دنیا شود. و رویای فرشته شدن همه آدمها که همیشه ذهنم را قلقلک می دهد تحقق یابد... آدمهایی که الان هم روی زمین خاکی کنار ما هستند و ما آنقدر از حقیقت آنها فاصله داریم و آنقدر زمینی شده ایم که گاه یادمان می رود لازم نیست همه فرشته ها بال داشته باشند. بیراهه راههایی که رفته ایم را به گذشته بسپار و گذشته را به باد
سلام دوستان ببخشید میدونم خیلی دیر اومدم آخه درگیر کنکور بودم .
کنکور انسانی خوب بود فقط ریاضی و اقتصادش خیلی سخت بود که خیلی ها وقتی به این ۲ درس رسیدن به کلی روحیشون را باختن اما من فقط و فقط با کمک خدای خیلی خیلی مهربون که تو زندگیم هرچی دارم از اونه خیلی خونسرد هرچی بلد بودم جواب دادم و خدا را شکر انتظاره یک نتیجه ی خوب از خودم دارم فقط اینو میخوام بهتون بگم که از خدا دور نشین من امسال خیلی از خدا دور شده بودم که نزدیک های کنکور بهش احتیاج داشتم بهش گفتم خدا جون اگه کمکم کنی قول میدم دیگه هیچ وقت ازت دور نشم من تا حالا تو زندگیم به هرچی می خواستم رسیدم اونم فقط با عنایت خدا بوده تنها جمله ای که میتونم بگم اینه......خدا جون خیلی خیلی دوست دارم و همیشه مدیونتم بچه ها فکر نکنید خدا فقط هوای آدمای خوبا داره باور کنید همه ی بنده هاشا دوست داره و اگه با خلوص نیت ازش کمک بخواهید جوابتونا خیلی قشنگ میده اونایی که فکر میکنن گناهکارن و خدا بهشون نظری نداره برید طرفش ببینید چه طوری دستتونا میگیره انتخاب دشوارترین لحظات برای انسان است. وقتی لحظه ی انتخاب فرا میرسه وسوسه ها و تردید ها هم بسراغ تو می آیند و آن جلوه ای را که در یک برق معنویت دیده ای از نظر و نگاهت محو می سازند. چگونه بودن یکی از این انتخاب هاست شخصیت تو گاهی در گرو همین تصمیم ها و بر گزیدن هاست. این تویی که خمیر مایه ی هستی خود را با ۲ دست انتخاب خویش شکل میدهی و می سازی یک شب در خلوت خویش رو به آینه ی حقیقت بنشین و با خودت بی واسطه و بی ریا حرف بزن . تو کیستی؟ چیستی؟ کجایی؟ چه میکنی؟ چگونه ای؟ تو مختاری پس ناچار باید انتخاب کنی. بزرگی آدم ها به بزرگی انتخاب آن هاست . تو میخواهی بزرگ باشی یا کوچک؟ این دیگر با خود توست اما این را هم بدان که انتخاب تو همواره با توست ....تا ابد تا همیشه دوست من پس سعی کن همیشه بهترین باشی تا بهترین ها را ببینی
الهی ای نزدیکتر به ما از ما و مهربان تر به ما از ما. گرفتار آن دردم که تو دوای آنی. تو آنی که خود گفتی و چنان که خود گفتی آنی الهی عاجز و سرگردانم نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم. چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم من کی ام که تو را خواهم چون از قیمت خویش آگاهم الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت ان صفت که تو چنانی دریاب مرا که میتوانی الهی بنده را از سر افت نگاه دار . از وسوسه ی شیطانی و از هوای نفسانی و از غرور نادانی
قول می دم وقتی که نیستی عکستو بغل نگیرم
|
About![]()
Archivesشهریور 1388اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 Links
کرمان جوات |